إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجا عَاجِلا قَرِيبا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ

یادنامه علامه امینی

یادنامه علامه امینی

نوشته محمد رضا حکیمی

 

علامه ی امینی
1320-1390ه.ق
شیخ عبدالحسین امینی، معروف به ((علامه ی امینی)) و (( صاحب الغدیر))، در سال 1320 هجری قمری (1281 شمسی) در تبریز از مادر بزاد. و در آغاز در کنار پدر – که از عالمان پرهیزگار آن سامان بود – پرورش یافت و در مدارس آن شهر مقدمات علوم را بیاموخت. آنگاه در محضر عالمانی چون سید محمد مولانا و سید مرتضی خسرو شاهی و شیخ حسین ،به فراگرفتن مراحل دیگری از علوم اسلامی پرداخت. سپس از آن سامان رخت بر بست و راهی نجف شد. در آنجا نزد استادان بزرگ به ادامه ی تحصیل نشست، از جمله سید محمد فیروز آبادی (م 1345 ق) و سید ابوتراب خوانساری (م 1346ق ). و پس از درگذشت این دو استاد به محضر دیگر عالمان راه یافت.


او در همان اوان جوانی به مقام بلند علمی نایل آمده بود و از مراجع بزرگی چون سید ابوالحسن اصفهانی(م 1364 ق) و میرزا محمد حسین نایینی (م 1355 ق ) و شیخ عبدالکریم حائری یزدی (م 1355 ق ) و شیخ محمد حسین کمپانی اصفهانی (م 1361 ق )- به خطوط خود آنان – اجازه ی اجتهاد دریافت داشت، و از علمای دیگر اجازه ی روایت، که هریک در این اجازات، مقامات علمی و دینی و اجتماعی وی را یاد آور شده و ستوده بودند.


از آن پس روی به زادگاه خویش نهاد. مدتی در تبریز بماند و به مشاغل صنفی پرداخت ، و با موقعیتی که داشت ( هم از نظر مقام علمی خویش و هم فقیه- زادگی و موقعیت خاندانی ) مورد توجه عموم قرارگرفت. لیکن بدین مقدار، زندگی خویش را مضمون دار نمی یافت. از این رو این همه را رها کرد و به سائق قلبی و انگیزه ی شور انگیز ولای علی، نخست به قصد زیارت تربت پاک نجف ، روی بدان سوی نهاد، اما چون این بار به نجف رسید، دیگر از آهنگ بازگشت باز گشت، و سر اخلاص به اقامت در آن آستان بشود و کار تألیف و تحقیق و تحقق بخشیدن به اهداف خویش را بیاغازید.


خاندان وی – پدر علامه امینی، حجۀ الاسلام حاج میرزا احمد امینی (1287-1370ق )- چنانکه یاد شد- خود از افاضل و عالمان نامی تبریز بود، که موقع عملی وی از طرف فقهایی چون آیت الله میرزا علی آقا شیرازی و حاج میرزا علی ایرونی ( شاگرد روحانی انقلابی، میرزا محمد تقی شیرازی م 1338 ق ) مورد تأیید قرار گرفته بود. او شخصیتی بود برجسته که به حسن سیرت و تقوی موصوف بود و عمری را به ورع و پرهیزگاری گذرانیده.علامه حاج شیخ آقا بزرگ تهرانی، شرح حال وی را در (( طبقات اعلام الشیعه )) ( نقباء البشر، ج1/124) آورده است و از جمله گوید : (( هو الشیخ المیرزا احمد بن المولی نجفعلی الامینی التبریزی، عالم فاضل، و له تعلیقۀ علی ((المکاسب )).کان مولعاً بالکتابۀ و الاستنساخ ، کتب بخطه کتباً کثیرۀ من تألیف القدماء ، مثل (( الصفات الشیعه)) للصدوق... و کان جمیل الصورۀ حسن الخلق ... ذکره الشیخ محمد خلیل الزین فی مقدمۀ (( شهداء الفضیله )) و هو والد العلامۀ الشیخ عبدالحسین الامینی، صاحب الغدیر و غیره)).


نیای علامه امینی، مولی نجفعلی مشهور به امین الشرع (1257-1340 ق ) نیز از فاضلان و متقیان تبریز بود. او علاقه شدیدی به گرد آوری کلمات ائمه ی اطهار داشت و در این مقوله، مجموعه هایی چند گرد آورده بود. به فارسی و ترکی نیز شعر می سرود. و نسبت این خاندان به(( امینی))، از همین لقب (( امین الشرع )) نیای آنان بود. بدین گونه خاندان علامه ی امینی، خود خاندانی بود اهل علم و فضل و تقوی و اخلاق و دارای سابقه در خدمات دینی.


تربیت نفسی – برای مقام روحانی و عالم ربانی، از همه چیز مهم تر، تربیت نفسی و ملکات اخلاقی و جهات باطن است، بدان گونه که انسان توانسته باشد جهان صغیر وجود خویش را فتح کرده و به قله ی انسانیت رسیده باشد. و این اندکیاب است و کمتر بدان توفیق می یابند. اما علامه ی امینی، به سابقه ی مورثی و سائق عنایت ربانی، در مرحله ی نفسانیات و طهارت ضمیر و ملکات باطن و عمل صالح خود نمونه ای بود، چونان بزرگان سلف. و همینسان که به حق در مقام علم، ((علامه )) نامیده شد، در پاکی عمل و اخلاق اسلامی و صلاح نفس نیز عالمی بود اخلاقی و صاحب کرامت و تأثیر باطن. بنابراین مبالغه نیست آنچه یکی از نویسندگان در شرح حال وی نوشته است:


((... و از راه اعمال صالحه و مداومت در ادعیه و تفکر در زیارات مأثوره، به حقایقی برخورد که پیش سالک دانستنی است نه گفتنی. از این رو کمر برای نصرت حق و دفاع از حقوق پایمال شده ی وصی بزرگوار خاتم الأنبیاء (ص) بر بست و در راه نیل بدین منظور، از باطن صاحب الحق، و فرزندش صاحب الامر، علیه السلام، با کمال خلوص استمداد جست و مورد مدد نیز واقع گردید ... در نتیجه آیت الله امینی،یک فرد روحانی کامل عیاری شد، که در او نور عقل شرعی، به وجه احسن، تجلی کرد. آری شیعه و تابع آثار ائمه ی اطهار، علیهم السلام، این اندازه را می داند که (( العقل ما عبد به الرحمن)) نیز دانسته و در زیارت موالی خود خوانده که (( و بکم عبدالله))، در نتیجه، البته تصدیق می کنید که آیت الله امینی، از همه بهتر، راه عبادت را پیدا کرد و به دیگران هم نشان داد. و این کار کسی است که عقل شرعی در او متجلی شده و مشعل هدایت را به دست او داده باشند.))


صفات و خصوصیات – به گفته ی نویسنده ی مذکور : (( این مرد بزرگ ، از جهات عدیده، مانند علو طبع، استغنای از همه، بی اعتنایی به ریاست، صراحت لهجه ، زبان صدق گویا، قلم و بیان شیوا و رسا، قیافه ی جذاب، و سیمای دلنشین و هیکلی متناسب و آراستگی به صفات کریمه ی دیگر، از قبیل توکل، شجاعت ادبی، خفض جناح در برابر حق، تنمر و ابراز شخصیت در برابر مخالف و در مقام دفاع از حقیقت و امثال اینها ، در میان اقران کم نظیر خود، ممتاز بود.


(( و عالیترین صفات عالیه و ممتازه ی وی، محبت و ولای کامل او نسبت به خاندان رسالت بود، که سر آمد تمام مزایای وجودی او بود. و به همین جهت است که (( امینی )) را در این عصر، یگانه غواص دریای بیکران ولایت باید دانست. او چنان در این دریای بیکران غوطه ور شد که خیال و هدف دیگری برایش باقی نماند. و راستی از برکت اشعه ی توجه مولی الموالی، علیه السلام، آن رادمرد گرامی سر تا پا به نور محبت ائمه ی اطهار مستنیر گشت. آری فکر و ذکر و قیام و قعود و نوم و یقظه ی او به عشق ولایت بود. ))


مقام علمی – موقع علمی علامه ی امینی ، و نبوغ و اخلاص وی در راه علم و جامعه و اصلاح، از نخستین روزگاران طلوع این چهره ی دانش بر مطلعان روشن گشت. برای پی بردن به این موضوع – که خود از نظر تأثیر تربیتی در دیگر جویندگان علوم اثری عظیم دارد – می توان به این نکته که ذیلا ذکر می شود توجه کرد :
علامه ی امینی، در سال 1355 هجری قمری، نخستین تألیف خویش – یعنی کتاب « شهدا الفضیله» - را در یک مرکز بزرگ علمی ( نجف ) منتشر کرد. در این هنگام وی 35 سال داشته است و ما می نگریم که درباره ی یک دانشمندان جوان 35 ساله، از طرف مقامات علمی و دینی زمان، تعبیراتی شده است که حتی برای کاملترین مردان علم و حقیقت افتخار آمیز است و در خور اهمیت بسزا.

 

سید ابوالحسن اصفهانی – مرجع اسبق شیعه – وی را این گونه توصیف می کند : (( العلامۀ الامین الامینی، علم العلم و الادب، رجل الدعایۀ الدینیۀ ... فحیاۀ الله –تعالی- من مجاهد دون مناجح امثه، و مناضل عن شرف قومه... فالی المولی ابتهل فی ان یعضده و یشدازره فی نشر صالح الامۀ ، و بث مآثر الطائفۀ ، و یوفقه عوناً للشریعۀ و الشیعۀ))
و فقیه مجاهد آیت الله حاج آقا حسین طباطبائی قمی، چنین می گوید : (( العالم العلم، البارع المتبحر، الکامل...))
و شیخ آقا بزرگ تهرانی – مؤلف (( الذریعۀ الی تصانیف الشیعه)) ، و (( طبقات اعلام الشیعه)) که خود کتابشناس بزرگ شیعه و از بزرگترین خبرگان احوال عالمان شیعه بود- در تقریظی که بر کتاب « شهداء الفضیله» پیش از انتشار آن، در روز ((عید غدیر )) سال 1353 هجری قمری می نگارد، یعنی هنگامی که علامه ی امینی23 سال داشته است، چنین می گوید: (( العلامۀ البارع، علم علم الیقین، جمال الملۀ و الدین.))


و حاج شیخ محمد حسین غروری کمپانی اصفهانی – حکیم و فقیه معروف – درباره ی وی، در همان سنین، چنین تعبیر می کند: ((... انه من افذاذ الدهر و حسنات العصر و رجالات الامۀ ...))
و استاد محمد خلیل الزین عاملی- مؤلف کتاب« تاریخ جبل عامل » - در همان زمان، وی را این گونه می شناساند : (( العلامۀ الحجۀ، علم العلم، مثال الحقیقۀ، رجل الدعایۀ الدینیۀ...))
و همینسان عالم و ادیب معروف نجف ، میرزا محمد علی اردو بادی( م 1380)، در سال 1352 هجری قمری ( در سن 32 سالگی صاحب «الغدیر»)، وی را با قصیده ای 33 بیت، به اوصاف علم و تقوی و علو و عظمت می ستاید . یعنی ادیب حوزه ای چونان نجف- که خود نیز از عالمان است و محققان و مؤلفان – در ثنای عالمی 32 ساله، چنان قصیده ای می سراید.


و این همه – چنانکه روشن است- هنوز هنگامی است که تقریباً سخنی از «الغدیر» در میان نیست. اکنون بنگرید که این عالم جوان، وقتی چهل سال دیگر از عمر خویش را- با طاقتی بی مانند و پشتکاری کم نشان و اخلاصی به عمق اخلاص- در راه تحقیق و تتبع بگذراند و کتاب عظیم خویش را ارائه کند ، در چه پایه ای از بیکرانگی در علم خواهد بود. کسی که پیش از این کار، به قول مطلق، (( علامه )) لقب داشته است.


آری این است که این گونه، ناقدان، محققان، مصلحان، نویسندگان، روحانیان، واعظان، شاعران، استادان و ... با هماوایی به ستایش « الغدیر» و ترغیب جامعه ی اسلام به استفاده از آن پرداختند و آن را کتابی، علمی، اصلاحی و روشن گر شناختند و یکی از بزرگترین اسناد وحدت مسلمین دانستند و صدها سخن به نظم و نثر درباره ی کتاب گفتند و نوشتند و پراکندند و محققان و متتبعان، این کتاب را، از روز انتشار، جزو مراجع و منابع خویش قراردادند.


در واقع، در زندگی علمی این چهره ی عظیم اصلاحی و دینی، تجلی سومی نیز وجود دارد – و دریغا که در روزگار حیات وی به منصه ی ظهور نرسید – و آن تجلی، مربوط است به چاپ بقیه مجلدات الغدیر، و مباحث و تحقیقات موج خیز آن، به ویژه تحقیق هایل و عظیم
((مسند المناقب و مرسلها ))
این بحث و تحقیق، در چند جلد، از دیگر مجلدات باقیمانده ی « الغدیر»، تعقیب شده است . ورود به این تحقیق، همراه گزارشی است تاریخی و مبسوط، پیرامون تشیع و ستم هایی که از ناحیه ی قدرت های ناحق بر شیعه رفته است. این بحث را علامه ی امینی، (( حکومۀ الالفاظ))، نامیده و نظر وی به توسل زورمندان بوده است به الفاظ و بیاناتی که در فریب دادن جامعه بسیار مؤثر است.


البته در ضمن همین تحقیق دامنه دار است که به جرح و تعدیل اسناد و مشیخه ی (( صحاح ست)) با روش علمی – پرداخته شده و بسیاری از اسناد روایی این کتب باز شناسانده گشته است.
تالیفات- صاحب الغدیر را تالیفاتی چندی است، چاپ شده و چاپ نشده، که اینک فهرست کامل آنها در اینجا آورده می شود:
1- شهداء الفضیله چاپ نجف /1355
2- کامل الزیارات ابن قولویه – تحقیق و تعلیق نجف /1356
3- ادب الزائر لمن یمم الحائر نجف /1362
4- الغدیر فی الکتاب و السنۀ و الادب نجف /1364 ( تا جلد 9)
تهران /1372 ( تا جلد 11)
بیروت /1387 (تا جلد 11)
نجف /1384 و تهران /1386
5- سیرتنا و سنتنا سیرۀ نبینا و سنته چاپ نشده
6- اعلام الانام فی معرفۀ الملک العلام ( در توحید ) به فارسی.
7- تفسیر آیه ی (( قالوا ربنا امتنا اثنتین ....))
8- تفسیر آیه ی (( و اذ اخذ ربک من بنی آدم ...)) به نام (( المیثاق الاول)).
9- تفسیر آیه ی (( و کنتم ازواجاً ثلاثه...))
10-تفسیر آیه ی (( و لله الاسماء الحسنی))
11-تفسیر سوره ی (( حمد)).
12-ثمرات الاسفار( در 2 جلد).
13- حاشیه بر (( رسائل)) شیخ انصاری.
14- حاشیه بر ((مکاسب)) شیخ انصاری.
15- رساله در حقیقت زیارات( در پاسخ علمای پاکستان).
16- رساله در علم ((درایه)).
17- رساله در ((نیت)).
18- ریاض الانس( در 2 جلد، هر جلد 1000 صفحه).
19-العترۀ الطاهرۀ فی الکتاب العزیز.
20- الغدیر ( مجلدات باقیمانده).


کارها- به جز این تالیفات و کوششهای علمی پیگیر و تألیف وچاپ و نشر کتاب الغدیر، که به گفته ی یکی از دانشمندان : (( کتاب پر مایه ی الغدیر، از علامه خیبر ما ، شیخ عبدالحسین امینی ، کاتب مقتدر توانا، به حاثه ی محدث امین دانا، دریایی است از حدیث که در غدیر خود دارد. از اهل درایه و حدیث و شعر و اطلاع بپرسید! ایت تصمیم، خبرگی، درایت و ضبط و حوصله و تتبع رادر آنجا می بینید. در تهیه ی مطالب آن به چهار هزارجلد کتاب و اصول مراجعه شده و از اول تا آخر مطالعه شده است. در جای خود ، یک دوره دائرۀ المعارف است که در محیط شرق تاریک با فقد وسیله و قیام فردی تألیف شده است. با آنکه تنها استنساخ و استخراج و مبیضه و مسوده نمودن و تصحیح و مقابله و تصدی مطبعه ی آن، هر کدام اینها جداگانه فوجی یار و مددگار می خواهد. ))


آری به جز اینهمه ، صاحب الغدیر، کتابهای بسیاری را نیز- به علت نبودن وسایل- خود به دست خویش نسخه برداری کرد. و در میان این همه تلاش و گرفتاری و کوشش شبانه روزی بی گسست، به اقدام عظیم دیگری نیز دست یازید که خود از ارجمند ترین کارهای علمی - اجتماعی است و آن تأسیس کتابخانه ی بزرگ نجف است به نام
مکتبۀ الامام امیر المؤمنین العامه


درباره ی این کتابخانه ، محقق عرب، جعفرالخلیلی می گوید:
(( شیخ عبدالحسین امینی، هنگامی که به تألیف دائرۀ المعارف الغدیر آغاز کرد، توجه یافت که محققانی که بخواهند دائرۀ المعارفی ، یا دوره ی تحقیقی کاملی – در هر موضوع – تألیف کنند، در مورد مآخذ و مدارک چاپی و خطی با کمبودی چشمگیر روبررو خواهند گشت . حالا یا به این علت که این نوع مآخذ در کتابخانه های عمومی کنونی نجف وجود ندارد، یا به این علت که اندک است و یک تن نمی تواند مدتی دراز- که برای تتبع لازم است- کتاب را نزد خود نگاه دارد. و همین مسئله باعث شد تا او خود ، به بسیاری از ممالک اسلامی سفر کند و کتابخانه های فراوانی را ببیند ، تا بتواند مآخذی را که در کتابها و فهرست ها نام برده شده است، فراهم آورد. و سرانجام او این کتاب ها را به دست آورد و برای الغدیر همه ی این منابع و مدارک را تهیه کرد، اما نه به سادگی بلکه با سفرها و مشقات بسیار.


(( از این جا آتش عزمی در جان وی شعله کشید. و آن پی افکندن کتابخانه ای بزرگ بود، که از نظر داشتن مآخذ دست اول و امهات و اصول کتب خطی و چاپی، بالاترین رقم را حایز باشد. تا بدین وسیله، مشکل از سر راه پژوهشگران و محققان و مؤلفان برداشته شود، و آن همه رنج ها و مشقت ها را که او خود، به هنگام تألیف الغدیر، در سفر ها و به هر سو سر زدنها، در بسیاری از شهرهایی که با داشتن کتابخانه معروفند دیده بود دیگران نبینند.


(( آنچه امینی را در راه به ثمر رساندن این اقدام نیک یاری داد، شخصیت او بود. او از گروهی از دانشمندان و نیکوکاران و مردم با معرفت ایران، همکاری گرفت. آری تنها در ضمن یک اقدام او، هم اکنون، کتابخانه ای در نجف برپاست، که از نظر کیفیت، در شمار باارزشترین کتابخانه های علمی دنیای اسلام است .))
خطیب و سخنران – از مواهب صاحب الغدیر، قدرت نطق عجیب و مهیج وی بود . او حتی در محافل عادی که سخن می گفت، شور اخلاص و عمق منطق و شعله ی حماسه اش همه را دگرگون می کرد. و در منابر چونان خطیبی بیهمال به سخن گفتن می پرداخت. و به تعبیر یکی از نویسندگان : (( صدایی در خور دلیران)) داشت. و چون به سخن او گوش فرا می دادی می گفتی، قرنهای اسلامی دهان گشود ه اند تا با تو سخن گویند.


در این سخنرانیها،چه بسیار انبوهان جمعیت که گرد می آمدند ، متجاوز از چند هزار و گاه چند ده هزار، که از این جمله است مجالس همدان، اصفهان، مشهد ، کرمانشاهان، تهران، کانپور، حیدرآباددکن و ....
و سفرهای پژوهشی – صاحب الغدیر، برای تعقیب اهداف خویش- که در رأس همه ی آنها ، نشر ولای علی و بازگویی حقایق تشیع و ایجاد وحدتی اصولی و تقریبی راستین در میان مسلمانان قرار داشت- همواره به حرکت و سفر اقدام می کرد، و این سفرها را به صورتی بس ساده و اقتصادی انجام می داد. در سرزمینها و شهرها، کعبه ی آمالش کتابخانه ها بود(چه عمومی و چه شخصی ) . مردمان هم- آنان که وی را می شناختند – قدومش را گرامی می داشتند و از سر محبت و ولاء با این مجاهد راه دانش و اصلاح همکاری و همگامی می کردند.


این سفرها سرشار بود از مطالعه و استنساخ و تهیه مآخذ و برخورد و ملاقات با استادان و اصلاح و ارشاد و نشر ولای صحیح و تأثیر در اهل علم و گاه نماز جماعت و منابر عمومی ... شهرهایی که وی با این خصوصیات بدانها سفر کرده بود، از جمله اینهایند: حیدرآباددکن، علیگره، لکهنو، کانپور، جلالی( در هند)، رامپور، فوعه، معرۀ مصرین، حلب، نبل، دمشق و ... که گزارش برخی از این سفرها انتشار یافته است.


مصلح دینی و اجتماعی – بدین گونه می نگریم، که صاحب الغدیر، بحق ، یکی از مصلحان راستین دینی و اجتماعی بود که در همه ی حرکات و سکنات خویش، در اندیشه ی سامان بخشیدن به نابسامانیها بود، چه نابسامانیهای علمی و چه اجتماعی.و به خوبی درک کرده بود که آن همه مطالب ناروا و نادرست که در کتابها آمده است و منشر می شود، چگونه به زیان جامعه است و چگونه اذهان را متشتت می سازد و بنیان وحدت و هماهنگی اجتماع اسلامی را ویران می کند. از این رو، از تألیف « الغدیر» گرفته تا کوتاهترین سخنرانی که می کرد ، همه و همه، با این فکر بود که چگونه بر این همه تشتت پیروز آید و چسان مؤلفان خائن را بشناساند و ذهن جامعه را از خوارکهای مسموم و تألیفات تفرقه آمیز و سرشار از جعل و بهتان، دور بدارد. و چگونه صفا و صلاح و عزت و شرف را به میان اقوام مسلمان بازگرداند.


و چون در این راه ، با اخلاص گام می زد، و جز خدا و حقیقت چیزی در نظر نداشت، با تألیف الغدیر( یعنی مدرسه ی سیار اتحاد اسلامی و مشعل عظیم حماسه ی جاوید، و آموزنده ی راستین تقریب واقعی، تقریب دور از هر شائبه) توانست ذهنیتی مرتبط در جوامع اسلامی پدید آورد و صدها دانشمند و ناقد و متفکر و اصلاح طلب و ... را با خود هماهنگ سازد، و در نشر ولای علی – که یکی از بزرگترین رشته های اصیل مسلمانی است و عالیترین رمز طلب رهبری صحیح – به توفیق عظیم نایل آید.


اهداف – به جز آنچه را که علامه ی امینی، به انجام رسانید، هنوز هدفهای دیگری داشت که روزگارش به پایان رسید و او به انجام دادن آنها موفق نگشت. این اهداف عبارت بودند از:
1- تأسیس دارالتألیف ( خانه ی نویسندگان).
2- تأسیس مرکزی برای سیدگی به نشر ت جهان درباره ی اسلام.
3- احیای آیین نقابت.
4- پیشنهادی درباره ی توسیع و تحکیم مبانی مرجعیت.
5- چاپ و نشر کتب بسیاری از علمای اسلام که به حالت خطی باقی مانده است.
6- اقداماتی در جهت اعطای بینش بیشتر به طلاب علوم دینی و وادار کردن آنان به حرکت وسفر به دور گیتی و شناخت زندگی واقعی و مسائل جهان و علوم زمان.
7- تصحیح و تعدیل و نظارتی دقیق و دامنه دار در مورد کتب مذهبی، تا کم کم، اشخاصی درباره ی مذهب و مسائل مذهبی کتاب بنویسند که هم دارای اطلاعات کافی و تخصصند و هم صلاحیت، نه هر کس رسید...
8- تصحیح مسیر مجالس مذهبی ونظارت بر آنچه در آنها به مردم آموخته می شود.

 

درگذشت – سرانجام، صاحب «الغدیر»، در گذشت؛ انالله و انا الیه راجعون. او پس از آنکه از پرکاری بی امان خویش دچار فتور جسمی شد و پیکر بس قوی و رشید و نیرومندش به آسیب گرایید و بیمارگشت، تا حدود چهار سال به درگذشت خود، به بیماری چندان توجهی نمی کرد و از کار باز نمی نشست. تا اندک اندک کار بیماری بالا گرفت، او را از کار بازداشت و کتاب از جلو دیدگان وی دور کرد و خامه از دست او بستاند. این بود که معالجه را رخت به تهران کشید. و در این شهر با رسیدگی خویشان و ارادتمندانش به مداوا پرداخت. بیماری وی تا نزدیک دو سال طول کشید و بهبودی حاصل نشد. تا اینکه به روز جمعه ی 12 تیر ماه 1349 (28 ربیع الثانی 1390)، نزدیک اذان ظهر، از جهان دیده فرو بست .


روز بعد – صبح شنبه – جنازه ی وی در تهران تشییع شد. و پس از چند روز به نجف حمل گشت و در آنجا بعد از تشییع و طواف بر گرد مزار دوست ،در کنار کتابخانه ی عمومی که خود تأسیس کرده بود ( مکتبۀ الامام امیر المؤمنین العامه)، به خاک سپرده شد: دو کتابخانه در پهلوی هم.


درباره ی «الغدیر» و مؤلف آن، و کارهای دیگر وی، سخنان بسیار گفته و انتشار داده اند و قصاید و قطعات انبوهی سروده اند، همه ناقدان و شاعران و استادان و محققان ، لیکن ما در پایان این شرح حال- که همی خواستیم تا از اختصار نگذریم – تنها قصیده ی بلند محقق و ناقد و ادیب معروف مصری، شاعر اهرام ، (( محمد عبدالغنی حسن)) را از لحاظ فاضلان می گذرانیم.
م.ر.حکیمی

Share this article

بارگیری پیوست‌ها:

درباره ما

پایگاه اطلاع رسانی علامه امینی قدس سره توسط جمعی از خاندان صاحب کتاب بی نظیر الغدیر در عید غدیر سال 93 تاسیس شد که با درس گرفتن از آن مرحوم برای ترویج ولایت و مودت امیرالمومنین علی علیه السلام تلاش میکنیم؛ قابل ذکر است هر گونه مطلبی که در مورد شخصیت علامه باشد و از این سایت تایید نشود مستند و مورد تایید نمی باشد.

 

telephone  03132299110 ، 09359344985

 

 mail-black   allameaminy.com@gmail.com

 

      telegram4   twitter2   instagram2   facebook2   googleplus

پخش زنده حرم حضرت امیر المومنین(ع)

1430706965 ktwugmp

ادعیه و زیارت