إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجا عَاجِلا قَرِيبا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ

آخرین گفت و گوی منتشر نشده استاد فقید دکتر محمد هادی امینی(ره ) با «جوان»

علامه امینی قدس سره درخت حب به ولایت را در من آبیاری کرد

اشاره: چهارشنبه هفته ی گذشته جامعه ی علمی و فرهنگی کشور یکی از استوانه های عظیم خویش را از دست داد. حجت الاسلام محمد هادی امینی (ره) فرزند ارشد و برومند علامه امینی صاحب کتاب گرانسنگ الغدیر پس ار سال ها تحقیق و پژوهش و تلاش در راه احیای میراث علمی و فرهنگی شیعه و چاپ و انتشار ده ها اثر ارزشمند و عمری تدریس و تحصیل و خدمتگزاری به آستان پدر بزرگوارش روز چهارشنبه 25 آبان ماه جاری در تهران در گذشت.

محمد هادی امینی دانش آموخته ی حوزه ی و دانشگاه بود، وی پس از پایان تحصیلات عالی حوزوی موفق شد در مقطع دکترای رشته زبان و ادبیات عرب وارد دانشگاه الازهر مصر شود. از سال 55 به بعد به دلیل فشارها و تعرضات رژیم بعث عراق به موطن خویش بازگشت و در تهران سکنی گزید و در عین برخورداری از سطوح بالای علمی و مدارج دانشگاهی گمنام زیست و از حضور در مجامع پر طمطراق دوری گزید و ...

تا کنون بیش از 50 جلد از آثار و تألیفات دکتر امینی در موضوعات مختلف: تاریخ ، اسلام، دین، حدیث، تفسیر قرآن، فقه و رجال ... در عراق، سوریه، لبنان، مصر و ایران به چاپ رسیده است. گفت و گویی که در پی می خوانید آخرین گفت و گوی روزنامه جوان است که مهرماه جاری با آن مرحوم انجام شده است.


آقای دکتر با تشکر از حضور شما در این گفت و گو، مستحضرید که معارف و مطالب ارزشمند نهج البلاغه همانند قرآن کریم در جامعه در غربت و مظلومیت باقی مانده و به مردم معرفی نشده است متأسفانه این مسأله دامنگیر دانشگاه ها و حوزه های علمیه نیز شده است و حتی نیز حوزه ها در فراگیری و بازتاباندن حقایق و معارف علوی کوشا نیستند . دلایل این غربت و مهجوریت و کم توجهی چیست؟


جملات، مفاهیم، حقایق و معارفی که در قرآن کریم آمده است، بیشتر آنها با بیان دیگری در نهج البلاغه از زبان امیرالمؤمنین (علیه السلام) بازگو شده است است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در حدیثی می فرماید علی مع القرآن و القرآن مع علی (علیه السلام) ، علی(علیه السلام) با قرآن است و قرآن با علی(علیه السلام)، این مطلب می رساند که قرآن در گوشت و پوست و خون امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) رسوخ کرده و لذا علی (علیه السلام) قرآن ناطق است.
به عبارت دیگر سر چشمه خطبه ها و سخنان گهر بار امیرالمؤمنین(علیه السلام) فقط قرآن است. ولی متأسفانه در جامعه ما قرآن و نهج البلاغه شناخته نشده و نه تنها نهج البلاغه بلکه کلیت معارف و فرهنگ شیعه نیز پوشیده مانده است. نهج البلاغه در سده های گذشته در تمامی حوزه ها جزو کتب درسی بود، چنانکه سید رضی در «خصایص الائمه» می نویسد که: «من مطالبی از امیرالمؤمنین(علیه السلام) هر روز به کلاس درس می بردم»؛ می دانید سید رضی مدرسه ای داشت به نام «مدرسه الحکمه» و حدود 500 شاگرد نیز پرورش داده بود و مطالب و کلمات قصار امیر المؤمنین(علیه السلام) را برای آنها می خواند . سید رضی می نویسد:

«بعد از این که کلمات قصار پایان رسید، روزی شاگردانم درخواست کردند تا خطبه ها، نامه ها و کلمات قصار امیرالمؤمنین (علیه السلام) را جمع آوری کنم. لذا من هم رفتم و پیگیری کردم و بدین ترتیب کتاب نهج البلاغه به وجودآمد.» او نهج البلاغه را برای شاگردان تدریس می کرد. بعد از سید رضی در حوزه های علمیه عراق و سایر نقاط رسم این گونه بود که شاگرد یا طلبه ای که می خواست وارد حوزه شود یکی از پیش نیازهایش این بود که باید مقدار زیادی از خطبه های امیرالمؤمنین(علیه السلام) را از حفظ باشد و مهم تر از این نهج البلاغه جزو کتب درسی بود ولی به مرور ایام تدریس برخی از کتاب ها و دانش ها به کناری گذاشته شد مثل درس اخلاق، عرفان، سلوک، تفسیر و حدیث. همه این ها در حوزه ها تدریس می شد که متأسفانه اکنون به کنار نهاده شده است و حوزه های علمیه اغلب منحصر شده به فقه و اصول، لذا کتاب نهج البلاغه هم فراموش شده و هم اکنون برخی طلاب و فضلای ما از محتوای نهج البلاغه بی خبرند. در گذشته خطیب مجوز خطیب شدن نمی گرفت مگر این که 80-70 خطبه امیرالمؤمنین(علیه السلام) را حفظ می کرد. ((ابن نباته)) که خطیب زبر دستی است درباره اش نوشته اند: ایشان 170 خطبه از خطبه های امیرالمؤمنین(علیه السلام) را از حفظ داشت ولی هنوز اشباع نشده بود و می گفت: من هنوز نادانم.


برای معرفی و شناساندن نهج البلاغه ما نیاز به تکرار داریم، مثلا در مطبوعات ما هر روز یک جمله از کلمات امیرالمؤمنین(علیه السلام) درج کنند تا به اذهان و اندیشه های مردم القاء شود و مردم بدانند که این گونه مطالب ارزشمند و انسان سازی هم هست. ولی اگر ما از نهج البلاغه اسمی نبریم، شرحش نکنیم و به مردم نگوییم، به مرور ایام از ذهن ها دور و فراموش می شود. نکته دیگر این است که نباید کاری بکنیم که کتاب های دینی مان به حالت ذلت در بیاید.

شما بینید یهودیان و مسیحیان نسبت به تورات و انجیل چه قدر ارزش قایل هستند، زمانی به نسخه ای از انجیل احتیاج پیدا کردم ، هر چه گشتم نیافتم ، و سرانجام پس از مکاتبات فراوان و مشکلات توانستم یک نسخه از انجیل را به دست بیاورم . ولی ما متأسفانه کتاب های دینی مان را به قدری چاپ کرده ایم که آدم هر جا وارد می شود با صدها جلد از این کتاب ها برخورد می کند. من ار این موضوع رنج می برم، به نظر من چاپ این همه قرآن ضرورت ندارد، اکثر مؤسسات نشر به چاپ قرآن مبادرت می ورزند که برخی از آنها حتی مغلوط است. باید به افراد معدود مجوز چاپ بدهند و تیراژها نیز محدود باشد. همین قضیه برای نهج البلاغه نیز در حال تکرار شدن است .


استاد مستحضرید که از سال تحصیلی جاری کتاب نهج البلاغه در دانشگاه تدریس می شود، به نظر شما استادان و مدرسانی که به تدریس این کتاب شریف می پردازند، باید دارای چه ویژگی ها و شرایطی باشند؟

مدرسان این درس باید تسلط کامل به زبان عربی داشته باشند، مثلا در یکی از خطبه های امیرالمؤمنین(علیه السلام) که درباره ثقیفه اس، هنگام سخرانی حضرت بیانات ایشان را قطع کردند، ابن عباس گفت یا امیر المؤمنین(علیه السلام) ادامه دهید، حضرت فرمودند: شقشقیه حذرت، ثم قالت، این جمله را بعد از 1400 نتوانسته اند بفمهند که منظور امیرمؤمنان(علیه السلام) چیست؟
و لذا مرحوم(( جواد فاضل)) که نهج البلاغه را به زبان شیوا و روانی ترجمه کرده به این جمله که رسیده، نوشته است : من از ترجمه ی این جمله معذورم و همچنین دیگر مترجمان. بعضی ها درباره ی این جمله نوشته اند: که کفی بود در دهان شتر که خشک شد، اما این طور نیست. معلم و مدرس نهج البلاغه باید کسی باشد که نسبت به لغت و قاموس و ریزه کاری های عربی مسلط باشد تا بتواند در کلاس تدریس کند. اکثر ترجمه ها و شروح غالباً از دیدگاه خاص مؤلف ترجمه و شرح می شود . مثلا (ابن میثم بحرانی) سه شرح دارد که با دیدی عرفانی به بررسی آن پرداخته است یا مرحوم علامه جعفری نهج البلاغه را از دیدگاه عرفان شرح کرده است، لذا ما اویلن کاری که باید بکنیم این است که یک نهج البلاغه تصحیح شده و منقح به جامعه عرضه کنیم و البته با بیانی ساده و روان ترجمه کنیم، چون کتاب برای همه نوشته می شود نه یک عده خاص. من در کتاب ((سید رضی)) اسامی متجاوز از 300 شرح عربی و فارسی پیرامون نهج البلاغه را معرفی کرده ام.

البته الان اکثر شرح ها و ترجمه هایی که عرضه می شود مترجمان کلماتی را که متوجه معنی و مفهوم آن نشده اند حذف می کنند. برخی نیز مثل جواد فاضل با شجاعت می گوید: من این جمله را نفهمیده ام. به هر حال نهج البلاغه را باید با اسلوب ساده ای ترجمه کرد و به مردم عرضه کرد. علاوه بر این در مطبوعات، منبرها ، مجلات اگر هر روز کلمات امیرالمؤمنین (علیه السلام) برای مردم تکرار شود، یقیناً مردم به دریای معرفت نهج البلاغه پی خواهند برد، اما وقتی غیر این باشد مردم به آن روی نخواهند آورد و احساس نا آگاهی می کنند.

در آستانه یکصدمین سال ولادت علامه امینی قرار داریم، بفرمایید چه ابعاد و جنبه هایی از شخصیت علامه امینی باید بیش تر شناسانده شود تا برای جامعه و جوانان امروز درس آموز و الگو قرار بگیرد؟

علامه ی امینی به سبب داشتن ورع، تواضع، تقا، علم و ادب و گذشت و به واسطه این ارزشها علامه امینی شده و خود به خود علامه نشده است. این مسیر، تلاش و زحمت فراوان می طلبد، باید جهاد و تهذیب نفس کرد، سراغ علم و فرهنگ رفت، به سراغ اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) رفت، چون هر چه هست در خانواده پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است. شما ببینید کسی مثل مرحوم ملاصدرا که بیش از 50 سال در عرفان و فلسفه زحمت کشید در آخر به این نتیجه می رسد که هر چه هست در خاندان پیامبر و علوم آل محمد(صلی الله علیه و آله) است. ملا محسن فیض (ره) یک رساله ی کوچک خطی دارد که در کتابخانه مجلس است. در آن رساله نوشته است: (( من عمرم را در فلسفه، عرفان و تصوف صرف کردم ولی آخرش به این نتیجه رسیدم که هر چه هست در خاندان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و علوم اهل بیت است و بایستس سراغ آنها می رفتم. لذا این ها برای ما الگو هستند، امینی چرا علامه ی امینی شد؟ من گمان می کنم اگر مرحوم امینی کتابی درباره فقه، اصول ، خمس و زکات و حج می نوشت این قدر مردم به ایشان توجه نمی کردند که الغدیر را نوشت، چون غدیر حساس ترین فراز تاریخ مسلمانان است و مسلمانان و شیعیان دوست دارند حقایق و وقایع را در این باره بدانند و بخوانند، لذا باید سراغ مطالب و موضوعاتی رفت که در اندیشه و فکر مردم مؤثر باشد.
به عنوان آخرین سؤال حضرت عالی با توجه به این که مدت ها در محضر پدر بزرگوارتان حضور داشتید و به ایشان خدمت می کردید، از رابطه و ارتباطی که با علامه امینی داشتید برایمان بگویید؟

صحبت ها و سخنرانی های مکرر من درباره علامه امینی به دلیل رابطه محبت آمیز پدر و فرزندی نیست. موضوع پدر و فرزندی پیش من اصلا مطرح نیست. من و امینی پدر و فرزند نبودیم، دو رفیق صدیق بودیم و او بود که درخت حب ولایت را در من آبیاری کرد.
خوانندگان عزیز گمان نکنند چون علامه پدر من هست این گونه صحبت می کنم و مرتب از ایشان تمجید می کنم نه، موضوع پدری پیش من اصلا هیچ ارزشی چه مادی و چه معنوی ندارد، آن چه برای من ارزش دارد و من شیفته آن هستم موضوع ولایت و ولایت مداری علامه امینی است. خود ایشان می دانست، تمامی رفقا می دانند که بین من و علامه موضوع پدر و پسری مطرح نبود، رفاقت بود، صف و صمیمیت بود، من محرم اسرار بودم، با هم مسافرت می رفتیم و او هم به من به چشم فرزندی نگاه نمی کرد، بلکه به عنوان یک دوست صمیمی می نگریست.

Share this article

درباره ما

پایگاه اطلاع رسانی علامه امینی قدس سره توسط جمعی از خاندان صاحب کتاب بی نظیر الغدیر در عید غدیر سال 93 تاسیس شد که با درس گرفتن از آن مرحوم برای ترویج ولایت و مودت امیرالمومنین علی علیه السلام تلاش میکنیم؛ قابل ذکر است هر گونه مطلبی که در مورد شخصیت علامه باشد و از این سایت تایید نشود مستند و مورد تایید نمی باشد.

 

telephone  03132299110 ، 09359344985

 

 mail-black   allameaminy.com@gmail.com

 

      telegram4   twitter2   instagram2   facebook2   googleplus

پخش زنده حرم حضرت امیر المومنین(ع)

1430706965 ktwugmp

ادعیه و زیارت