إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجا عَاجِلا قَرِيبا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ

آیة الله سید علی حسینی میلانی

گفتگوی آیة الله سید علی حسینی میلانی

من درباه ی علّامه امینی مطلب خاصی که گفته نشده باشد و خود بنده داشته باشم، چیزی به نظرم نمی رسد داشته باشم، یک مطلب کلّی باید اول عرض کنم ، که این مطلب کلی ،بر مرحوم آقای امینی هم منطبق می شود ، این است که :

از مجموع آیات و روایات و دقت در احوالات علما، و مسموعات ما از بزرگان ،چنیین استفاده می شود که خداوند متعال، کَتَبَ عَلی نَفسِهِ – به تعبیرِ خودِ قرآن – که کسانی را که در راهِ اثباتِ ولایتِ امیرالمؤمنین علیه السلام، و اثباتِ حقاّنیت تشیع ، و اثبات غاصبیّت خلفا و غیر خلفا، این کسانی راکه در این مسیر کار می کنند ،در هر مر تبه ای ، بالخصوص در مراتب بالاکارهای اساسی انجام می دهند ، کَتَبَ عَلی نَفسِهِ ،خداوند متعال متعهد شده که آنان را تأیید کند .

این معنی را بنده کاملاً در ک می کنم. کسانی راکه در این مسیر ،کارهایی را به عهده گرفتند انجام بدهند، مخصوصاً کارهایی که سابقه ندارد، خداوند متعال تعهد دارد که اینها را تأیید کند. این کُبرای مطلب. ومن این معنی را کاملاً حس می کنم . شما ببینید نامه ای که امام زمان عجّل الله تعالی فرجه نوشتند برای شیخ مفید ، درالقابِ شیخ مفید ، حضرت تأیید و تسدید را بالخصوص تصریح کرده اند .

حالا بیاییم تا زمان علّامه حلّی . این تأیید ربّانی است که این همه کتاب نوشته شود و این کتاب ها هر کدام درباب خودش مرجعیّت داشته باشد و تا به امروز بماند و تا به آینده نیز. به جوری که مرحوم علّامه حلّی همینطور که سوار آن مرکب بوده، از جایی به جایی ، کتاب تألیف کند یا مطلبی را که لازم داشته که نمی دانسته درکجاست در آنجا باید به او ارائه کنند و بگویند مطلب فلان جاست- داستان معروف علّامه – تا برسد به زمان مرحوم میر حامد حسین تا زمان علّامه امینی . اینها کسانی هستند که کاملاً زندگی شان و برنامه هاشان و آثار شان حاکی از تأیید الهی است .

 

 

داستانی که آقای امینی کتاب لازم داشته من از مرحوم پدرم شنیدم که رفته خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام که :«آقا! این کتاب رامن لازم دارم، در نجف گیرم نیامده»، مرحوم پدرم نقل می کردند از قولِ مرحوم آقای امینی ،که در حرم مطهّر امیرالمؤمنین وقتی که این مطلب را عرض کرده، به دلش افتاده برود کربلا. حالا رفته کربلا، از ماشین پیاده شده ،باید چه کند؟ باید برود حرم سیدالشهدا. مرحوم علّامه هم شخصیتی داشته که هر کسی به ایشان می رسیده دعوتشان می کرده که به منزلشان برود، ولی ایشان جواب می داده :«نه ، نمی توانم بیایم»، اما یکی تا گفت که خدمت باشیم ، قبول کرد و با او راه افتاد و رفت به منزل او . کتاب را آنجا دید.

اینها غیر از تأییدهای ربّانیِ غیبی ، از دستگاهِ ربوبی ، چیز دیگری نمی تواند باشد . دستگاه ربوبی که من می گویم ، یعنی ائمه اطهار ، یعنی امام زمان،یعنی تمام این دستگاه ربوبی، کمک می کند و هدایت می کند وراهنمایی میکند. این مطلبِ کلّیِ کُبروی را من کاملاً معتقدم و درک می کنم. چون اگر بخواهم از خودم هم بگویم، شاید درست نباشد که بگویم در زندگی خودم هم چنین چیزهایی را دارم.

اجمالاً این یک واقعیت است که علّامه امینی قطعاً مؤیَّد بوده در این راه ، و برای تألیف کتاب الغدیر قطعاً مورد تأیید بوده وکمک می شده.

 

مرحوم آقای امینی وضع مالی خاصی نداشته، نه قومی ، نه قبیله ای نه عشیره ای در نجف ، بالآخره در هر کار بزرگی ، اسباب ظاهری لازم است . این کتاب الغدیر ،نوشتنش شوخی نیست، بنده معتقدم همانجور که آقای امینی صاحب عبقات را در مقدمه ی کتاب الغدیر وصف می کند، تحت عنوان «المؤلّفون فی الغدیر»می رسد به میر حامد حسین،می فرماید :

«سَیفٌ من سُیوفِ الله المَشهورةِ عَلی أعدئه ، أتَمَّ بِهِ الحُجَّةَ وَ أوضَحَ بِهِ المَحَجَّة»،

من معتقدم آقای امینی هم همینطور بود. همان وصفی که ایشان برای میر حامد حسین گفته، من برای ایشان می گویم .

بعد می گوید :

« وَ أمّا کِتابُهُ العَبَقات فَقَد فاحَ أریجُهُ بَینَ لابتَی العالَم... المُعجِزُ المُبینُ الذی لا یأتیهِ الباطِلُ مِن بَینِ یَدَیه وَ لا مِن خَلفِه»،

همان وصفی را که خداوند متعال برای قرآن گفته ،آقای امینی برای عبقات گفته. همین وصف منطبق است برای کتاب الغدیر اگر همه علماء اهل سنت ، آنان که واقعاً عالمند – آنان که فقط ادعای علم می کنند که ارزشی ندارند  اگر علما شان جمع شوند در یک جا، بخواهند یک ردّ علمی بر الغدیر بنویسند – نه یاوه گوی که الان رسم شده – نمی توانند . نمی شود بر الغدیر رد نوشت . این غیر از این است که تأیید الهی دارد؟

«ذلک الکتابُ المُعجِزُ المُبینُ الّذی لا یأتیهِ الباطِلُ مِن بَین یَدَیه وَ لا مِن خَلفِه».

مخصوصاً جلد اوّلش که در خصوصِ حدیث غدیر است. جایش جای اشکال است ؟ در کجایش می توان مناقشه کرد؟ البته بیشتر کاری که مرحوم آقای امینی در خصوص حدیث غدیر کردند جنبه ی سندی را بیشتر کار کردند ، جنبه ی دلالی اش را در کتاب الغدیر ندارد.

در همین حدهم که هست، به دست هر کس برسد باید حدیث غدیر را بپذیرد. در هیچ جای کتاب الغدیر نمی شود مناقشه کرد ، به خصوص جلد اولش . و همین است که می بینید مرحوم آقای امینی وحید و فرید، به تنهایی چنین کاری را انجام می دهد. عرض کنم که با قلت امکانات آن روز ، چه عزتی خدا داده به ایشان و به کتاب ایشان.

چه در زمان خود ایشان این تقاریظی که برایشان آمده از بلاد مختلف واز طبقات مختلف ، چه بعد از ایشان. این غیر از تأیید ربّانی و غیر از یک عنایت إلهیّه ی خاصّه چیز دیگری نمی تواند باشد. مگر ما ندیدیم برای ترویج بعضی از کتب چه زحماتی کشیده می شود، بعد آن زحمات همه هدر می رود و ثمر نمی دهد.

 

این برای کسانی است که برای امیرالمؤمنین علیه السلام کار کنند واخلاص در کارشان داشته باشند، من چیزی علاوه بر اخلاص تعبیر می کنم، من می گویم سوز داشته باشند . چون داستان امیرالمؤمنین چند جهت دارد: یکی اینکه حقی است ضایع شده . وهمیشه در طول تاریخ، در هرجایی که حقی وجود داشته باشد، کسی یا کسانی پیدا می شود که از این حق دفاع کنند . حق چیزی است که باید از آن دفاع شود.

«لِیُحِقَّ الله الحَقَّ بِکَلِماتِه».

حق این خاصیت را دارد. همین طور که می دانید حق به دومعنی است .
یک حق به معنی ثبوت است ، یک حق به معنای مقابل باطل است. امامت امیرالمؤمنین حق است به هر دومعنی. خوب حق باید احیا شود . کتاباً سنةً عقلاً عقلائاً باید گرفته شود. این یک جنبه ی بُعد ولایت امیرالمؤمنین است. بُعد دوم مظلومیت است . مظلوم باید نصرت داده شود . درهرجا، درهرعالَمی، درهرامتی، درهر شریعتی، درهر قانونی، مظلوم باید نصرت داده شود. جهات دیگری هم هست . آنوقت کسی که بیاید پای این حق بایستد و زحمت بکشد تا احیاءش کند این مظلوم را نصرت بدهد ودر مقابل ظالم بایستد، مگر می شود که خداوند متعال تأییدش نکند؟ نمی شود و تأیید نکردن چنین کسی از طرف خداوند متعال محال است.

 

مرحوم آقای امینی در تبرّی هم چقدر قوی بوده است! هم ولایتش قوی است وهم برائتش . ولایتش کتاب الغدیر است و حرکاتش،سکناتش،حرفهایش ،سخنرانی هایش. مرحوم امینی قیافه ای جاذبیت داشت، صدایش جَهوَری بود ،چشمان درشتی داشت. ایشان می آمد بالای سر حرم حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، زیارت جامعه را از حفظ می خواند. ایشان در حرم امیرالمؤمنین با آن صدا و آن قیافه زیارت بخواند و اشکهای دانه درشتش روی صورتش بریزد ، تصورش را بکنیدف اینها مظاهر ولایتش است . مظاهر برائتش این نوارهای ایشان است. نوارها را گوش کنید ببینید چه خبر است .

 

این چنین کسی «قد أوضَحَ بِهِ المَحَجّة و أتَمَّ به الحُجّة»، علّامه واقعاً مصداق تامِّ تعبیرِ خودشان نسبت به صاحب عبقات است . البته ایشان ،از عبقات خیلی استفاده کرده، بلا اشکال. هم در جلد اول و هم در خلال اجزاء دیگر هم از عقبات خیلی استفاده کرده .
خود می گوید «وَقَد استَفَدنا کَثیراً من عُلومِه المودَعَةِ فی هذا السِفرِ العَظیم ، فَلَه مِنّا الشُکرُ وَمن الله الأجرُ الجزیل».

متأخرین از آقای امینی نیز از کتاب الغدیر استفاده کردند و همچنان استفاده می کنند. و ایشان شرکت جدّی دارد در اجر کسانی که در طول تاریخ ، تا حال و تا آینده ، در این مسیرند و از الغدیر استفاده می کنند و از حق امیرالمؤمنین دفاع می کنند. اصلاً این اجر قابل وصف است؟

مثلاً ببینید وقتی پیغمبر اکرم امیرالمؤمنین را می خواهد به یمن بفرستد می فرماید:

«یا علیّ، لأن یَهدیَ اللهُ بِکَ رَجُلاً واحِداً خیرٌ لک ممّا طَلَعَت عَلیه الشَمس».

چقدر کتاب الغدیر افراد راهدایت کرده ؟ حساب کنید قابل وصف نیست. نمی شود درک کرد که خداوند متعال به آقای امینی در حال حیاتش ، و در راه ترویج کتابش چه کرده ، و بعد از اتمام این کتاب چه اثری در آن گذاشته، و به خود آقای امینی چه داده ! ما نمی توانیم درک کنیم . ما در حد همین فهم قاصر خودمان چیزهایی را بر اساس آنچه خواندیم و دیدیم تاحدی می گوییم. وگرنه واقع امر را درک نمی کنیم.

 

این کتابِ سیرتنا و سنّتنا را چیزکوچکی تصور نکنید . در باب خودش بسیار کار ارزنده ای است.
آن زمان که دستگاه های امروز و وسائل امروز نبوده. این کتاب المقاصد العلیّة باب اولش را تا الان خواندم و تازه وارد باب دوّم شدم . احاطه ی ایشان بر احادیث، هولناک است . این دستگاه ها نبوده که با کامپیوتر رد روایات جستجو کنند. احاطه بر اخبار و رویات ،ربط دادن مطالب هم هم، تبحر عجیبی را نشان می دهد.
این باب اولش را فعلاً خواندم و می گویند آن باب سوم مهم است که هنوز نخوانده ام. چنین مرد بزرگی بوده است . حالا حوزه ی نجف بتواند باز آقای امینی تحویل دهد، و یا قم یا سایر حوزه ها بتوانند این طور افرادی را به جامعه تحویل دهند، و درمکتب اهل بیت بتوانیم باز دوباره افرادی را در این ردیف داشته باشیم ، این دیگر بستگی به عنایت خداوند متعال دارد.

 

Share this article

درباره ما

پایگاه اطلاع رسانی علامه امینی قدس سره توسط جمعی از خاندان صاحب کتاب بی نظیر الغدیر در عید غدیر سال 93 تاسیس شد که با درس گرفتن از آن مرحوم برای ترویج ولایت و مودت امیرالمومنین علی علیه السلام تلاش میکنیم؛ قابل ذکر است هر گونه مطلبی که در مورد شخصیت علامه باشد و از این سایت تایید نشود مستند و مورد تایید نمی باشد.

 

telephone  03132299110 ، 09359344985

 

 mail-black   allameaminy.com@gmail.com

 

      telegram4   twitter2   instagram2   facebook2   googleplus

پخش زنده حرم حضرت امیر المومنین(ع)

1430706965 ktwugmp

ادعیه و زیارت